و به یک نیم نگاه تو قناعت کردم
چند وقت است که شایع شده بر میگردی
آه .......!چه غریبانه دعایت کردم
و تو را آنقدر از آن خود می دانم
که به چشمان خدا نیز حسادت کردم
چاره ای نیست تو پیش از من از اینجا رفتی
من به این عشق پر از دلهره عادت کردم

گفتم:كبوتر بوسه
گفتي: پر
گفتم:گنجشك آن همه آسودگي
گفتي: پر
گفتم:پروانه پرسه هاي بي پايان
گفتی: پر
گفتم:التماس علاقه
بي تابي ترانه
بيداري بي حساب
نگاهم كردي
نه انگشتت از زمين زندگي ام بلند شد
نه واژه پر از بام لبان تو پر كشيد
سكوت كردي كه چشمه شبنم از شنزار انتظار من بجوشد
عاشقم كردي همبازي نا ماندگار اين همه گريه
و آخرين نگاه تو
هنوز در درگاه گريه هاي من ايستاده است
حالا بدون تو!
روبه روي آيينه مي ايستم!
مي گويم:
زنبور گزنده اين همه انتظار
كلاغ سق سياه اين همه غصه
و كسي در جواب گفته هاي من پر نمي گويد
تكرار آن بازي
بدون دست و صداي تو ممكن نيست
پس به پيوست تمام ترانه هاي قديمي
باز هم مي نويسم...........!
دوستت دارم عشق من

هر كس 2 بار مي ميره :
يك بار اون وقت كه عشق از دلش ميرود
و كسي نيز دوستش ندارد
بار ديگر ان وقت كه زندگي را وداع ميگويد.
اما مرگ زندگي در برابر مرگ عشق ناچيز است ...

![]()
وقتي توي لحضه هاوقتي توي لحضه ها عشق تو رو كم ميارم
به دلم هزار و يك غم ميارم
توي چشمات خودمو گم ميكنم
آسمون دلمو نم ميكنم
پر بارون ميشم از ديدن تو
پر آرزو واسه چيدن تو
گر چه داشتنت برام خياليه
بي تو اما زندگيم چه خاليه
دوستت دارم عشق تو رو كم كيارم
به دلم هزار و يك غم ميارم
توي چشمات خودمو گم ميكنم
آسمون دلمو نم ميكنم
پر بارون ميشم از ديدن تو
پر آرزو واسه چيدن تو
گر چه داشتنت برام خياليه
بي تو اما زندگيم چه خاليه